|
یادم می آید بعد از اکران پر ماجرای اخراجیها در سال 86در یک برنامه تلویزیونی ، منتقد نام آشنا و بی تکلف سینمای ایران آقای فراستی در حالی که همه منتقدین و حرفه ای های سینما سعی می کردند با زیر سوال بردن اخراجی ها اظهار لحیه ای کنند ، اخراجی ها را به خاطر داشتن " داستان" جز فیلم های خوب نام برد آنقدر خوشحال شده بودم که نزدیک بود نظر خودم را درباره غیر منصفانه بودن نقد در ایران پس بگیرم ، اما این کار را نکردم چون غیر از آن یک گل هیچ گلی ندیدم که نشانه بهار باشد ، در طول این دو سال بعد از اکران اخراجی ها با هر کدام از منتقدین اخراجی ها که صحبت کردم یا به جای نقد اخراجی ها شخصیت دهنمکی را نقد می کردند ، یا ذائقه مردم را زیر سوال می بردند و یا در به حاشیه های سینمای ایران می پرداختندف قبول دارم اخراجی های یک نسبت به قسمت اولش هیچ پیشرفتی نکرده اما منتقدان دهنمکی نیز در همان انتقادات کلیشه ای مانده اند .
همه ما قبل از اینکه تخصص های خودمان را بدست بیاوریم ، نا متخصص بوده ایم و همه ما یک روز بیسواد بوده ایم ، از این میان برخی 7 سالگی مدرسه رو شده اند و برخی دیر تر و حتی برخی در سالهای پیری ، اگر خاطره خوانندگان یاری کند چند سال پیش در اخبار نیمروزی شبکه 1 با خانمی مصاحبه کردند که در سالهای پیری سر کلاس های نهضت سواد آموزی نشسته و تا دکتر و تدریس در دانشگاه پیش رفته بود ولی کسی نمی گفت چون دیر وارد مدرسه شده ای دکترایت بی اعتبار است یا اینکه به جای تو دکتر داوری اردکانی امتحان داده ، یا وزیر علوم عوض تو درس خوانده .
اینکه دهنمکی چند سال است کارگردان شده یا اینکه قبل از ورود به سینما چه کار بوده و حتی اینکه با رابطه مجوز فیلمسازی گرفته – صرف نظر از دروغ بودن - ، یا اینکه سال 86 موج ساخت فیلمهای ضد جنگ بوده و اخراجی ها به حساب این موج گذاشته شده ، هیچ کدام نقد اخراجی ها نیست ولی اخراجی ها هم مثل بقیه فیلمها جای نقد داشت ، اخراجی های 2 هم جای نقد بسیار دارد اما نقد فیلم یک تعریف دیگر دارد و یک جایگاه دیگر .
بنده کمترین به خاطر نقدهایی که به اخراجی های 2 دارم حتی جایزه ویژه ای را که در جشنواره گرفت مصلحتی و نادرست می دانم ، اما بد و بیرا گفتن به زمین و زمان و توهین و افترا به فیلم و فیلمسازش را هم نمی پسندم .
چند روز پیش در یکی از خبرگزاری ها یادداشتی در باره فیلم جدید دهنمکی خواندم که الحق و الانصاف جز خالی کردن عقده نویسنده چیز دیگری نبود ف حا اینکه نویسنده توی دبستان از دهنمکی کتک خورده بود یا سر ارث و میراث با هم دعوا داشتند بماند ...
آقایان هنوز هم از قیصر و تاثیراتش مانند یک اسطوره یاد می کنند ، هرجا بنشینند در مورد اقتصاد سینما داد سخن در می دهند اما نوبت به اخراجی ها که می رسد گیشه اخ می شود ...
دوستان حتی فیلم های صرفا گیشه ای را موقع نقد جدی می گیرند وبه جزئیاتش توجه می کنند ولی نوبت اخراجی ها که می رسد حتی زحمت تماشای فیلم را به خود نمی دهند ...راستی چرا ؟ مگر دهنمکی چند نفر دشمن شخصی دارد ؟
به نظر من مسئله دشمنی نیست ، مسئله این است که متاسفانه در سینمای ما فیلمی خوب است که در آن مکاشفات روشنفکری اتفاق افتد وگرنه ان فیلم اگر کارگردانش "حاتمی کیا" هم باشد فیلم خوبی نیست و البته معیار دیگری هم برای منتقدان عزیز هموطن وجود دارد و آن توجه آن ور آبی ها است ، ویروسی که می رود تا سینمای جدی ما را به نابودی بکشاند ،به نظر من درباره الی فیلم خوش ساختی است ولی غیر از خوش ساختی چیز دیگری ندارد ، فیلمی که انسان را در سطحی ترین خواسته های خود درگیر می کند و بر اخلاق جنسی اش با چشم حقارت می نگرد ، فیلمی که فرهنگ ایرانی را تا جایی که به خوردن چایی زغالی مربوط می شود درست روایت می کند ولی در مسائل اخلاقی آنگونه روایت می کند که از ما بهتران را خوش آید ، اما این فیلم مورد تقدیر منتقدین واقع می شود ، راستی چرا باید نقد یک عده کارگردان معتقد به سینمای بومی و ارزشهای اخلاقی موجب پرستیژ منتقدین باشد ؟
"اخراجی های 2"ضعف هایی دارد اما نقاط قوتی دارد که نمی شود از کنار آن بی توجه رد شد ، حقیقتش بنده هم مثل دیگران از ضعف فیلمنامه در پرداختن به موقعیت ایجاد شده در رویارویی خانواده اسرا در غربت با عزیزان خود و آن برخورد عادی و غیر واقعی شخصیت های فیلم و همچنین از تروکاژ های فیلم بخصوص پرواز هواپیما که بسیار ضعیف بود و از دو تکه بودن فیلمنامه خیلی خوشم نیامد و خیلی چیزهای دیگر... اما باید توجه داشت که اخراجی ها یک پدیده در سینمای ایران است ، پدیده به خاطر اینکه سینمای طنز ایران را حلاجی کرده و ضعف ها و قوت های آن را نمایان کرد ، یک پدیده به خاطر اینکه طنز مطلوب مردم ایران را شناخت و برای رسیدن به آن راهکار ارائه کرد حتی اگر نخواهیم اخراجی ها را فیلم خوبی بدانیم پیامدهای ان در سینمای ایران قابل تقدیر است .
اما بعنوان یک فیلم سینمایی اخراجی ها 2 نقاط قوتی هم دارد که چون ظاهرا دیگران قصد پرداختن به ان را ندارند لاجرم با بضاعت اندک خود به آن می پردازم ؛ طراحی و چیدمان داستانی به گونه ای که انسجام خوبی در داستان ایجاد شود – البته این انسجام را با صرف نظر از نقاط ضعف جزئی داستان در نظر می گیرم - به طور مثال اگر یکی از شخصیتها از داستان حذف شود نه تاثیر او در داستان و نه دیالوگش را نمی شود به دیگری اضافه کرد و این دلیلی است که نظر دوستانی را که فیلم را مجموعه ای از متلکها می دانند رد می کند به طور مثال اگر نقش" رسول" را ارشد اسرا را حذف کنیم یا بجای او که فردی " داش مشدی " است فردی متشرع یا بسیجی دو آتیشه بگذاریم تا بعنوان مرکزیت اتحاد ملی مطرح شود به مشکل برمی خوریم چرا که فقط کسی که اخلاق انسانی را بدون توجه به مسائل اجتماعی ، جناحی ، قشری و دینی مطرح می کند می تواند در مورد میهندوستی این قدر فراجناحی حرف بزند یا هر کدام از نقشها که نماینده قشری از جامعه هستند اگر حذف شوند جای آنها نقشی نمی شود قرار داد .
اخراجی ها سراسر تمثیل است و طنز کنایه ای ، طنزی که مردم ایران آن را می پسندند ، جایگاه طنز در ایران از دیر باز همین بوده یعنی مردم در قالب طنز حرفهایی را می زدند که با زبان جد نمی توانستند طنز بدون کنایه جایگاه چندانی در ایران نداشته و نداردظاهرا دوستان با این مسئله مشکلی ندارند ، ایرادی که منتقدین به اخراجی ها وارد می کنند مستقیم و غیر مستقیم برمی گردد به اینکه طنز اخراجی ها بیشتر کلامی است و این نوع از طنز چندان تصویری نیست ، بنده هم قبول دارم لکن هنرمند طناز اگر دنبال طنز کنایه آمیز باشد لاجرم به کلام آن هم به ادبیات طنز فاخر ایران باید پناه ببرد البته عناصر تصویری نیز به کمک این طنز می آیند ، سینماگر ایرانی اگر بخواهد خودش را قول بزند و از طنز کلامی فرار کند نتیجه اش فیلم " قاعده بازی " می شود که با وجود بازیگران خوب ، کارگردان بنام و توجه منتقدین برای مردم عادی وحتی برای اکثر اهالی سینما معنی فیلم طنز را نداشت بنده با وجود علاقه قبلی که به کارگردان فیلم داشتم نتوانستم تا آخر تحملش کنم و حتی یک بار هم نتوانستم بخندم .
اخراجی ها با وجود اینکه تماشاگر را غرق خنده و تلذذ می کند او را به غفلت نمی کشد بلکه اورا به قضاوت درباره اعمال شخصیتهای فیلم وا می دارد ، من فکر نمی کنم این امر اتفاقی باشد دهنمکی اگر چه سینماگر حرفه ای نیست و تحصیلات هنری ندارد بواسطه علاقه ای که به سید شهیدان اهل قلم دارد حد اقل مایه فلسفه سینما را دارد و جدا از سینمای غفلت فراری است ، ما وقتی یک فیلم وسترن و داستان وحشی آدمکشی بنام قهرمان فیلم را تماشا می کنیم به خاطر همزاد پنداری با او با اینکه می دانیم او ادمکش است کارهایش را تائید می کنیم ولی اخراجی ها اینگونه نیست ، اخراجی ها کاریکاتوری است که خوبی ها و بدی ها را بصورت واضح به تصویر می کشد و همه خوبی ها را در وجود یک نفر خلاصه نمی کند ، اخراجی ها اگر براساس تعریف و شاخصه های رایج سینما ، فیلم نباشد ، می تواند تعریف جدیدی از سینما یا حداقل سینمای طنز باشد حتی اگر دهنمکی اتفاقی به این سینما رسیده باشد .
در ژانر وحشت هم امسال فیلمی تولید شد که بخاطر مسائل حاشیه ای در جشنواره فجر مورد بی مهری قرار گرفت ، فیلم " پستچی سه بار در نمی زند " هم فیلمی در ژانر وحشت بود که سعی کرده بود علی رغم جذابیت هایی که ایجاد کرده بود در نهایت تماشاگر را به خود آگاهی سوق دهد ولی این فیلم هم مورد بی مهری قرار گرفت به هر حال تلاش برای جایگزینی خوداگاهی همراه تلذذ در فیلم تلاشی ستودنی در راستای راه یافتن به سینمای دینی است تلاشی که سینمای دینی را از محدوده موضوع فراتر می برد و سینماگران دینی را از " دو " نفر که از گفتن اسمشان معذورم به یک نسل گسترش می دهد . نسل شاگردان قوی و ضعیف مکتب " آوینی".
یا علی مدد
امیر حسین امیری
|