|
اگر اشتباه نکنم 4 سال پیش بود که جشنواره تئاتر فجر بعد از فیلم فجر برگزار می شد و نمایشی که بیشتر از همه گل کرده بود، نمایش « فنز » بود که بازی خیره کننده پرویز پرستویی یکی از عوامل این موفقیت بود. همه شک نداشتند که جایزه بازیگر نقش اول از آن پرستویی است، اما در کمال ناباوری چون پرستویی هفته قبل تر جایزه بازیگر اول نقش مرد جشنواره فیلم فجر را گرفته بود، با تقدیر ویژه ویزه ویژه ویزه از او جایزه را به کس دیگری دادند.
اگر می گویم سنت پخش و پلا کردن؛ منظورم همین است. یعنی به جای شیوه های داوری سنت پخش و پلا کردن بر جشنواره های فجر حاکم است. نمونه آن سریال ادامه دار اخراجی هاست. اخراجی های 1 بایکوت می شود چون کارگردانش پرستیز کارگردانی ندارد و امسال هم برای اینکه اخراجی های 2 نتواند به بخش مسابقه سینمای ایران برود و جایزه انتخاب تماشاگران را کسب کند بخش فیلم های اول و دوم را راه می اندازند .
تصور کنید سال 1424 « ده نمکی » فیلم بیستم را تحویل دفتر جشنواره فجر می دهد که مثلا دبیرش بازیگر خردسال فیلم بی پولی است، آن وقت تکلیف چیست؟ باید بخش فیلم های اول تا بیستم راه بیندازند؟ البته اگر من داور بودم نظر خیلی مثبتی به اخراجی های 2 نداشتم! چون چندتا ضعف اساسی داشت که خیلی آزار دهنده بود.
ولی اگر سنت پخش و پلا در کار نیست، چرا در بخش نگاه نو اخراجی ها جایزه می گیرد!!! و تردید چون در بخش اصلی جایزه گرفته بود پایین تر از اخراجی ها قرار می گیرد.
آیا این منطقی است اگر کسی از خارج ایران آمده باشد و از این سنت خبر نداشته باشد، بپرسدکه: « چرا یک فیلم در یک بخش اول می شود و در بخش سطح پایین تر جایزه نمی گیرد؟ » ما جوابی داریم که بدهیم؟
سنت پخش و پلا کردن جوایز ریشه در خیلی از عوامل دارد ، نفوذ تشکل های صنفی ، چشم و هم چشمی با جشنواره های جهانی رعایت حال اساتید و ...
در مورد نفوذ تشکل های صنفی و اعمال سلیقه ها خیلی قصد قلم فرسایی ندارم زیرا ممکن است پای ملاحظات سیاسی به میان آید که بنده در سیاست از دم بیسوادم فقط یک نمونه جهت سردرد عرضه می دارم : به طور مثال فیلم پستچی سه بار در نمی زند کار آقای فتحی در کار گردانی و تدوین بخصوص بسیار عالی و شاید در سینمای ایران در چند ساله اخیر بی نظیر بود و البته از لحاظ فیلم نامه و بخصوص دیالوگ نویسی با آن دقت و ظرافت خاص نیز می بایست بیشتر از اینها مورد توجه قرار می گرفت ولی تدوین " وقتی همه خوابیم " که چندان چشمگیر نبود برای اینکه استاد بیضایی دلگیر نشوند برنده بهترین تدوین شد و فیلمنامه و کارگردانی نیز همین طور فقط به خاطر اینکه آقای فتحی از تلویزیون به سینما آمده و هنوز پایگاه صنفی ندارد .
کارگردانی " درباره الی " خوب بود ولی فیلم های بهتری نیز بودند و ظاهرا دوستان ترسیدند ماجرای جایزه ندادن به رضا ناجی در جشنواره قبل تکرار شود و درباره الی از جشنواره برلین جایزه بگیرد آنوقت دوستان فجری دچار بحران فلسفی خوب بودن یا بد نبودن فیلم شوند و بگویند که اگر فیلمی در جشنواره برلین مقام می آورد چرا در فجر نیاورد ! ... البته دوری از تنش هم یکی از سنت های جایزه پراکنی است یعنی اگر به آقای دهنمکی جایزه ای نمی دادند ممکن بود آبرو ریزی جشنواره بیست و پنجم تکرار شود و این اصلا برای جو اختتامیه خوب نبود .
به هر حال ایرانه و روابط به جای ضوابط تا کور شود هر آنکه نتواند دید |