تبليغاتX
--> گزک نامه
گزک نامه

هنر نزد ایرانیان است و بس


آقا مجید دست مریزاد

 

به بهانه پخش مجموعه برنامه "نجوای عاشورایی "

ماجرا از زمانی شروع شد که در سالهای نیمه دهه هفتاد یکی از بزرگان و اعزه مداحان اهل بیت که به واسطه حضور دیرین در دستگاه عزاداری سالار شهیدن و داشتن شاگردان بسیار و البته اظهار نظرهای اصولگرایانه سیاسی ، اسم و رسمس به هم زده بود – که البته حقش بود – بر اثر عدم شناخت کافی از موسیقی مذهبی ایران و ملودی یکی از آثار خواننده های مبتذل خوان کشور دوست و برادر ترکیه را که اتفاقا ریشه کردی و ایرانی هم داشت ، در چند تا از مجالسش استفاده کرد ، همان آهنگی که دو سال قبل از آن یک مداح اردبیلی همان ملودی را استفاده کرده و مورد خشم و انزجار مردم و اهل دل آن دیار شده بود ، اما این دوست فارسی زبان ما چندان مورد سرزنش قرار نگرفت ، نه بخاطر اینکه مردم تهران غیرت دینی و وقوف به قداست عرصه مداحی نداشته باشند ، بلکه بخاطر اینکه دوستان فارسی زبان شناختی از موسیقی کشور ترکیه نداشتند و الحق و الانصاف که ملودی مورد اشاره بخاطره ریشه ایرانی اش گوش نواز بود ، این نوحه با ملودی ترکیه ای بزودی بر سر زبانها افتاد و هر مجلسی که می رفتی نوای " کربلا کربلا ... " با این ملودی برپا بود وقتی ترانه اصلی این نوحه با صدای خواننده مذکور - ماحسون – بعد از چند سال بخاطر آشنا شدن مردم با این ملودی بگوششان رسید . کم کم این نوحه و چند تا شبیه آن که اثر یکی از خواننده های زن قبل از انقلاب  بود در جامعه مورد اقبال واقع شد ، مداحان جوانتر که بیشترشان شاگرد همین مداح مشهور بودند راه جدیدی را پیش روی خود دیدند راهی که بهانه ایجاد جذایبت برای جوانان در پیش رویشان گسترده بود و هیچ خط قرمزی بر اطراف این راه نبود که نبود .

خیلی زود پای ملودی های پاپ به مداحی باز شد و چون قداست از همان اول شکسته شده بود ، هر آهنگی از هر خواننده ای که به گوش مداحی می رسید بلافاصله در مجالس اهل بیت (ع) اجرا می شد و به همراه این ملودی ها و به اقتضای هم خوانی با آنها شعرهای بی ارزش و کم مایه جای خود را در مجالس عزاداری باز کرد تا جایی که بسیاری از اهل نظر فریاد بر آوردند که مداحی ایرانی در حال نابود شدن است .

صدا و سیما در این باره با احتیاط عمل کرده و با اینکه تا دو سال پیش چندان همتی مبنی بر پخش آثار اصیل وجود نداشت لکن آثار سخیف و ضد هنری مداحی نیز چندان جایگاهی در صدا وسیما پخش نشد اما از سال 86 حرکتی که توسط صدا و سیما انجام شد ؛ پخش آثار قدیمی و یا آثار مداحان نسل گذشته که هنوز خوشبختانه زنده هستند البته در مقیاس کم بود که از جمله آنها میتوان کارهای قدیمی موذن زاده اردبیلی یا محمد باقر تمدتن و مجالس مداح اهل بیت حاج ذبیح الله ترابی را نام برد ، اما محرم امسال  سلسله برنامه ای توسط کارگردان به نام سینمای ایران آقای مجید مجیدی  تحت عنوان "نجوای عاشورایی"تولید و به کرات در اکثر شبکه های داخلی و برون مرزی پخش گردید که هم اشک شوق را از دیدگان اهل هنر و فرهنگ جاری کرد و هم این دیدگان حسینی ما دلی از عزای اشک ماتم درآورد .

طراحی فضای حسینه ی کربلایی ها ، نظم در ایستادن و سینه زنی عزادران ، طراحی محل ایستادن مداحان هرچند زیبا و بی نظیر بود لکن آنچه نجوای عاشورایی مجیدی را بر پرده چشمها نشاند ودر یادها جاوید کرد انتخاب مداحان اصیل و دور از ابتذال حاضر در عرصه موسیقی و مداحی و شعرهای درست مستند به روایات تاریخی و معرفت محور توسط مداحان و کارگردان این عزاداری بسیار ارزنده بود ، زیبایی جز جدایی ناپذیر مکتب تشیع است تشیع خدا را زیبا و زیبا دوست  و اهل بیت را جلوات این زیبایی اهورایی می داند و هر امری که در معرفی اهل بیت و دین انجام می شود بدون زیبایی برای شیعه پذیرفته نیست ، محرم فصل عزا و سیاه پوشان غم سالار شهیدان است اما فصل زیبایی خون بر شمشیر و فصل گفتگوی زیبای رنگهای سرخ و سفید در عالم تصویر نیز هست است ، فصل پرواز رنگها در هوای شب عاشورا ، محرم فصل زینب باوری است هم او که در عاشورا جز زیبایی نمی بیند عزاداری شیعه از دیر باز این تصاویر را در اذهان زنده نگه داشته ، از طراحی صحنه ای که در این عزاداری انجام شده بود بعد از سالها این تصویر دیده می شد ، تصویری از این زیبایی عاشورایی .

باید به این فیلمساز خوشفکر و این مسلمان فهیم و خوشفکر دست مریزاد گفت چرا که بدون داشتن هیچ چشمداشتی هر جایی از فرهنگ و هنر و حتی مسائل مذهبی و سیاسی نیاز دیده وارد صحنه شده و از ناملایمتها و خطرات نترسیده ، نه راه را گم کرده و نه از پا نشسته ، بنده بعنوان عضوی از جامعه هنرمندان متعهد به آرمانهای دینی و ملی این احساس مسئولیت هنرمندی ایشان را پاس می دارم و برای ایشان آرزوی سربلندی دارم .

یاعلی

خاکپای عزادارن حسینی

امیر حسین امیری

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

نقد گونه ای برای فیلم دلشکسته ساخته علی روئین تن

و عشق حکمت عریان است

 

با این که از نقد محتوا گریزانم ، و معمولا سعی داشتم نقد ساختار کنم اما چربش محتوا بر ساختار در فیلم "دلشکسته" به قدری پر رنگ است که از پرداختن به محتوا گریزی نیست ، پس سعی می کنم به ساختار و محتوا در کنار هم بپردازم و امیدوارم خوانندگان نوشته های من این را به حساب فراموشکاری من نگذارند.

قبل از هر چیزی نامگذاری فیلم نه تنها گویای محتوای اثر نیست بلکه بیشتر شبیه اسم فیلم فارسی های جدید است ، همین نیز باعث شده بود که خیلی به این فیلم توجه نداشته باشم و اگر توصیه یکی از دوستان که کارگردان فیلم را می شناخت نبود شاید برای دیدن فیلم به سینما نمی رفتم .

فیلم دو نوع تم متفاوت داشت ، بخش اول تم اجتماعی فیلم که تقابل دو طبقه اجتماعی و دو نوع تفکر متضاد را در یک فضای دانشگاهی روایت می کند به نظر من جسارت در پرداختن به چنین سوژه ای آنقدر ایجاد جذابیت می کند که ادامه همین روند و پرداختن صرف به این موضوع برای اینکه فیلمی جذاب از کار در بیاید کافی بود ، فضای دانشگاه و تحقیق ، همکلاسی و ... چنان نوستالزی قوی و پر رنگی در ذهن همه کسانی که به نوعی آن را تجربه کرده اند دارد که براحتی با هر فیلمی که به این مسئله پرداخته باشد ارتباط برقرار کند و اگر دعوای اول فیلم را به این اضافه کنیم می توانیم بگوئیم فیلم به سرعت در دقایق اول ارتباط لازم را برقرار می کند چیزی که در خیلی از فیلم های موفق نیز به این سر عت اتفاق نمی افتد .

این که دو فرد متضاد در یک تحقیق باهم هم گروه بشوند آن هم علی رغم اطلاع همه از این ماجرا می توانست غیر منطقی به نظر بیاید ، اما پردازش شخصیت استاد که نقش آن را محمود پاک نیت به خوبی بازی می کند و شطینت توام با معرفت او این مشکل را حل می کند در پرداختن به دو طبقه اجتماعی متضاد هم به نظر من تساوی رعایت نشده البته از لحاظ کمیت و میزان سکانس ها.

سکانس فرد ریاکار خیلی خوب و به جا طراحی شده اول اینکه ضرب آهنگ فیلم را که می رود تا کند شود اصلاح کرده و دوم اینکه فیلم را که چند دقیقه ای فقط طنز شده با شوکی مواجه می کند که تماشاچی را به فکر وا دارد این موضوع نشان از جسارت قابل تقدیر کارگردان دارد ...

شخصیت سردار که نقطه مقابل فرد ریاکار است مقداری شعاری ولی به نظر من بجاست چرا که شعار هم یک نیاز است و آدمهایی که فکر و عملشان اینگونه آرمانگرایانه است یک نوع فیلتر هستند تا زهر انسانهای ریاکار گرفته شود ( چه در داستان و چه در زندگی )، ضمن اینکه بعد از سالها بازی خوبی از آقای رویگری دیدم و بعد از دیدن چند نقش تکراری از او که عمداتا با یک گریم و شخصیت بوده برایم خوشحال کننده بود .

اما در این بخش و در کل فیلم یک چیزی بیننده را آزار می داد و آن مباغه ها بود مبالغه در طراحی همه شخصیت ها چه "امیر علی"  و "نفس" و چه خانواده آنها و سایر کارکتر های فیلم ، دانشجوی مذهبی آنقدر که در فیلم نشان می  دهد آرمانگرا ، ساده و مستحباتی نیست که نشان داده شده یا  یک فرد سکولار که در ایران زندگی می کند نمی تواند معنی اهل بیت را نداند یا حتی خود را به ندانستن بزند زیرا در کوچه  ، خیابان ، مدرسه ، روزنامه و حتی شبکه های ماهواره ای هر روز بارها این واژه و امسال آن تکرار می شود . در همه عناصر قصه و کارگردانی غلو شده در شروع در پایان در شخصیت پردازی و همین عامل فیلم را به یک فیلم یا سریال تلویزیونی شبیه کرده ، شاید کارگردان عمدی در این کار داشته که یقینا این طور بوده ولی باید از خود ایشان در این باره پرسید . البته یک چیز دیگر را باید در نظر گرفت ؛ قصه مقابله حق و باطل قصه ای نمادین و افسانه وار است و خاصیت افسانه مبالغه و پررنگی ساختن حقایق است ...

و اما بعد ؛ داستان اصلی فیلم بر خلاف تصور اولیه من داستان عشق بود که داستانهای دیگر در کنار آن ، فرعی به حساب می آمدند ، با برخی افراد که صحبت می کردم عاشق شدن دو نقش اول به هم را خیلی سریع و بدون مقدمه چینی می دانستند ، آنها می گفتند که یک «عاشق شدن در یک نگاه اول » وجود دارد که در بین افراد هم طبقه یا در بین افراد با طبقه های اجتماعی متفاوت ولی بر اساس جذابیت ظاهری و زیبایی ظاهری اتفاق می افتد و دیگری عشقی که بر اساس همجواری طولانی اتفاق می افتد که در فیلم دلشکسته اگر قرار بود نوع دوم اتفاق بیافتد باید مقدمه سازی بیشتری انجام می شد و تا لحظه ای که آن جانباز شیمیایی به امیر علی تلنگر نزده و نپرسیده بود که ازدواج کرده ای ؟ چندان نشانه ای از ایجاد انس بین این دو نفر دیده نمی شد .به نظر من علاوه بر این که ایجاد الفت بین امیر علی و نفس ، بصورت ملایم تر از فیلمهای عشقی مرسوم دیده می شود ، نکته دیگری را باید توجه کرد و آن اینکه در نگاه معرفتی عشق در ازل رخ می دهد و عشاق ، عاشق متولد می شوند و این عاشق شدن در این دنیا بالفعل شدن این عشق بالقوه است ، به نظر من اجباری نیست هر فیلم جدیدی ساخته می شود یا هر داستان تازه ای به روال داستان نویسی و قصه پردازی مرسوم وفادار باشد ، فقط کسی که عاشق شده می داند که عشق تنها چیزی است که قاعده و قانون این جهانی نمی پذیرد ، امیر علی و نفس عاشق هم بودند چنان که مادر امیر علی اشاره می کند « اگر با من نبودش هیچ میلی ....» و این اعتقادی  است که در ادبیات و فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد .

در نگاه معرفتی به فیلم خیلی از انتقادها رنگ می بازد ، عشق حکمت عریان است ، یعنی عنایتی است که خداوند متعال بر عاشق روا می دارد تا حقایق را عریان به او نشان دهد در حقیقت عاشق بواسطه رقیق شدن قلب و سیقل باورش معارفی را که در قالب علوم و شرایع و در لفافه معارف مختلف ارائه شده بدون پیرایه و عریان درک می کند ، وقتی حقایق عریان شود ، زشتی ها زشت تر و زیبایی ها زیباتر نمایان می شود .

اگر دلشکسته فیلم عاشقانه به معنی معرفتی آن باشد ، غلو ها و پررنگی های برخی مسائل توجیه دارد ، حتی شعار گونگی فیلم نیز مشکلی ایجاد نمی کند ، وقتی "امیر علی" عاشق باشد می تواند با پشتوانه اهل بیت (ع) به خواستگاری برود زیرا من می شناسم کسانی که همین کار را کرده اند ، یا  اگر پدر نفس از او می خواهد تا با خود امام حسین (ع) به خواستگاری بیاید در حقیقت مباهله عشق و عقل معاش اندیش رخ داده و حتی آن صحنه نادرست فیلم که پدر نفس یکباره پیش امیر علی آمده و با ازدواجش آن هم با آن حال پریشان موافقت می کند در حقیقت عشق در مباهله پیروز شده و امام حسین (ع) برای عاشقش پا پیش گذاشته و نه تنها پدر عروس را راضی کرده بلکه عاشق و مجنونش نموده .

من با نگاه اخیر فیلم را دیدم ، و جز تحسین جسارت کارگردان چیزی در لحظه تماشای فیلم در ضمیرم نبود اما باید در نظر داشت که تمهیدات کارگردانی برای این در اختیار کارگردان است که فیلمش را برای اکثریت قابل درک سازد به نظر من می شد این فیلم را خیلی بهتر ساخت بخصوص با تیز بینی و جسارتی که از کارگردان آن سراغ دارم ، اگر نخواهیم فیلمی از کارگردان دیگر را مثال بزنیممی شود از ادبیات مثال آورد : حافظ از جانی دیگر سحن می گوید رند و عاشق است ، و مفاهیم شعر او جز در باور عرفای وارسته نمی گنجد با این حال سخنش برای همه قابل درک است و این جنون عاشقانه و عارفانه نه تنها باعث نشده شعر او از اصول کلاسیک شعر عدول نکند بلکه بعنوان بهترین شعر ها ثبتش کرده است ، در فیلم و هنر های دیگر هم می شود نگاه معرفتی را در لایه های زیرین قرار داد تا هم  اثر برای همه قابل فهم  و ارتباط گیری باشد و هم نقص های تکنیکی موجب زیر سوال رفتن محتوا نگردد ، البته فیلمسازی با این نگاه چندان تجربه نشده و اگر به این تجربه بیشتر پرداخته و سامان داده شود می شود به گونه ای از سینمای معرفتی عرفانی رسید که شاید نمونه اول آن "انتظار " ساخته آقای نوری زاد باشد .

به امید شکوفایی هر چه بیشتر هنر ایرانی

امیر حسین امیری

 

پنجشنبه دوازدهم دی 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

رودکی شاعر جوانی و شادکامی

 

1150 سال از خاموشی چراغ عمر رودکی میگذرد ، اما او نه تنها نمرده است بلکه هنوز بوی جوانی از نامش می آید ، آیا جوانی حاصل از فراوانی عیش و شراب و صحبت زیبا رویان این چنین مانا و جوادان است ؟  آیا چیزی غیر از «عشق بما هو عشق » می تواند جاودانگی بیاورد ؟ رودکی همانگونه که سلطان شعر پارسی است سرسلسه ستایشگران عشق نیز هست .

با آنکه دلم از غم هجرت  خونست      

 شادی   به  غم  توام  ز  غم  افزونست

اندیشه کنم هر شب و گویم یارب        

هجرانش چنین است، وصالش چونست؟

رودکی نغمه گر جوانی هست اما جوانی او  فراتر از چند سال اولیه عمر جوانی جاودانه است ، جوانی جاودان حاصل خرد و عقل آسمانی و حاصل وارستن از عقل معاش اندیش است ، غم آب و نان پیری می آورد و رودکی اگرچه بواسطه نبوغ و طبعش غرق نعمت بوده آنچه روح شادمانی را در آثار او جاودان کرده ، زیاده خواری و عیش و نوش نیست بلکه عاشق پیشه گی توام با خرد ورزی است  .دم از جنون زدن کار عاشق است چنانچه در شعرهای رودکی نیز چنین ابیاتی کم نیست ولی این جنون عاشقانه رودکی ، سرشار از زندگی و جوانی است نه غمبار و ملال آور ، رودکی دم از غم می زند ولی شاد است ، شعرش ضرب آهنگ غم ندارد و کلامش غمبار نیست ....

بر عشق توام نه صبر  پیداست  نه  دل

بی روی  توام  نه  عقل  برجاست  نه دل

این غم که مراست کوه قافست نه غم    

این دل که توراست سنگ خاراست نه دل

رودکی شاعر خصایل نیک انسانی ، آزادگی و اخلاق است ، نابینایی و رنج های آن نه تنها اورا به نا امیدی و نا خشنودی رهنمکون نشده بلکه او هنوز منادی آزادگی و اخلاق است و این بنایی است که شعر پارسی بر آن بنا نهاده شده ، اگر شعر پارسی از سپیده دم تاکنون بستر گسترش اخلاق و نیکی و پاکی شده مدیون بزرگانی چون رودکی است و از این روی است که آن زشتی ها و نا امیدی  ها که در برخی فرهنگه ها و زبانهاست در ادب پارسی جای ندارد .

با داده قناعت کن و آزاد بزی

دربند تکلف مشو آزاد بزی  

در به ز خودی نظر مکن غصه مخور                

در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی

 

شعر و فرهنگ پارسی مدیون چونان شاعرانی است که منادی عشق و آزادگی و نیکو خصالی هستند و بزرگداشت امثال رودکی بزرگداشت فرهنگ اصیل ایرانی و ارج نهادن به این خصائل نیکوست .

امید واریم که پرداختن به آثار شاعران و بزرگان فرهنگ ایرانی محدود به نامگذاری ها ، سالها و یادواره ها نباشد و بتوان با ارج نهادن به شعر پارسی این گنجینه عظیم فرهنگی را به زندگی ایرانیان امروز بازگرداند زیرا جدایی از فرهنگ کهن و اصیل نتیجه ای جز سبک فکری و ابتذال فرهنگی ندارد .

نشناختن شعر در میان خانواده ها نتیجه اش اقبال به ادبیات و موسیقی زیر زمینی و بی پایه ای است که این روزها دارد امری عادی می شود ، ادبیات پایه توسعه است زیرا انسان با کلام می اندیشد و کشور بی ادبیات بی شک عقب افتاده و سرشکسته خواهد بود .

به امید سرفرازی فرهنگ ایرانی

یا علی مدد

امیر حسین امیری

 

چهارشنبه چهارم دی 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

 



جماعت ! تمام فرصتهایی که دست بر قضا و بر سبیل اتفاق پیش آمد , به زد و خورد با مشتی بل هم اذل گذشت و حالا که سرم بی کلاه مانده خودم را سرزنش می کنم که :( باید به سراغ ریشه ها می رفتی ) نشد دوباره آن رفیق شفیق همیشگی از اعماق نهیب می زند که : جمع کن بساطت را کسی که در غفلت اختیار دست و پا می زند باید و اگر و شاید و ایکاش می بافد و فعل و قول را به خود نسبت می دهد تو که اهل اختیار نیستی فرصتهای رفته و نیامده در قبضه قدرت حق است تو و همه اهل عالم در دایره امر و اراده او هستید و او ( لا تاخذه سنه و لا نوم )نترس!
amirhhh13@gmail.com

 

 

روز خبرنگار بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد
اخراجی ها و بازهم فغان از دست دوست و دشمن
درباره سنت های پخش و پلا کردن جشنواره فیلم فجر
آقا مجید دست مریزاد
نقد گونه ای برای فیلم دلشکسته ساخته علی روئین تن
رودکی شاعر جوانی و شادکامی
سینما با طعم حاتمی کیا
بوی باده , صدای بهار
زخم بی بهبود- داغ عشق مولا علی
بر خواب من ای جان بدوان تیغ دو سر را

 

مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

 

از عقده هاي من
رضا غلامحسین نژاد
عارف ابن الوقت باشد اي پسر
یک لحظه آرامش
قالب وبلاگ

 

سیاه مشقهای خودم
بسیج هنرمندان

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme