تبليغاتX
--> گزک نامه
گزک نامه

هنر نزد ایرانیان است و بس


در باره نقد - بي مقدمه

در مملكت گل و بلبل ما چون هيچ چيزي سر و صاحب ندارد نقد هم كشكي و بي قاعده است ، اول اينكه همه ادعا دارند نقد بي طرفانه خوب است و ناز است و مامان است و ... اما خودشان نقد جانبدارانه مي كنند شاهد من هم آثار خودشان است برويد مطالعه كنيد و بگرديد اگر منتقد بسيجي پيدا كرديد كه از يك فيلم ضد ديني حتي دو جمله خوب گفته باشد آدرس ميدهم بيائيد از ميدان انقلاب تا «آزادي »به شما كولي  می دهم يا اگر منتقد روشنفكري ديديد كه يك نكته مثبت از اخراجي ها گفته باشد . البته من منظورم فقط فيلم نيست لكن اين منتقدين فيلم زياد ادعايشان مي شود و من فعلا قصد فحاشي به آنها را دارم .
دوم اينكه نقد در كشور ما شخص محور است يعني اسم ها در شيوه نقد بيشتر تاثير دارند تا كارها و گرنه چرا بايد اخيرا همه كارگردانهاي بزرگ گند بزنند ولي صداي كسي در نيايد .
سوم اينكه همه نقد محتوا مي كنند و كسي نقد ساختار نمي كند و حتي اگر به زبان بگويند كه اين نقد ساختار است به انحاء مختلف باز به نقد محتوا برمي گردد زيرا در بهترين حالت به نقد روانشناختي و سمبل شناسي مي انجامد .
چهارم اينكه نقد هم مانند ساير بخشهاي علوم نرم ، وارداتي و نوشته هايش ( البته اگر با سر و ته باشد ) رونوشت كارهاي فرنگي هاست و گرنه چرا اين همه داور جشنواره فيلم فجر رضا ناجي را نبينند ولي بعد از گرفتن نخل طلاي برلين ، از جشن منتقدين جايزه بهترين بازيگري سال را بگيرد چرا قبل از آن كوچكترين توجهي به او نشد
پنجم اينكه نقادان ما از پائين آمدن كلاسشان واهمه دارند و اگر فيلمي در دايره كارهاي روشنفكري نگنجد مي ترسند درباره اش نظر مثبتي دهند مانند كارهاي طالبي و شيخ طادي و .....
و آخر اينكه منتقدين ما هر وقت خودشان بخواهند اثري بيافرينند گند مي زنند مانند فيلم بي وفا كه كرگدنش منتقد بود ولي وقتي خواست فيلم بسازد  از  ايرج قادري هم مزخرف تر ساخت .

 یاعلی مدد

امیر حسین امیری

سه شنبه هجدهم تیر 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

بانوی خیال خدا

تاوان اینکه میکده آغوشت را بستند

تا به کی از کولی خیالم می گیر ی

که شهنه های شهر گدای چیستند و مردمان

خریدار قبای کدام خواجه مجوس

و

صلت از چه فراموشت شده مر این شاعر نیم قرن اول نگاهت را

و این بنده نیم سال آخر آغوشت را و

این کشته نیم ثانیه واپسین نامت را

و این هیچ هیچ زاده خانه زاد را

چگونه صدا می زنی تا به تاوان خشمت در برابر باشد

 

دوشنبه دهم تیر 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

 



جماعت ! تمام فرصتهایی که دست بر قضا و بر سبیل اتفاق پیش آمد , به زد و خورد با مشتی بل هم اذل گذشت و حالا که سرم بی کلاه مانده خودم را سرزنش می کنم که :( باید به سراغ ریشه ها می رفتی ) نشد دوباره آن رفیق شفیق همیشگی از اعماق نهیب می زند که : جمع کن بساطت را کسی که در غفلت اختیار دست و پا می زند باید و اگر و شاید و ایکاش می بافد و فعل و قول را به خود نسبت می دهد تو که اهل اختیار نیستی فرصتهای رفته و نیامده در قبضه قدرت حق است تو و همه اهل عالم در دایره امر و اراده او هستید و او ( لا تاخذه سنه و لا نوم )نترس!
amirhhh13@gmail.com

 

 

روز خبرنگار بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد
اخراجی ها و بازهم فغان از دست دوست و دشمن
درباره سنت های پخش و پلا کردن جشنواره فیلم فجر
آقا مجید دست مریزاد
نقد گونه ای برای فیلم دلشکسته ساخته علی روئین تن
رودکی شاعر جوانی و شادکامی
سینما با طعم حاتمی کیا
بوی باده , صدای بهار
زخم بی بهبود- داغ عشق مولا علی
بر خواب من ای جان بدوان تیغ دو سر را

 

مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

 

از عقده هاي من
رضا غلامحسین نژاد
عارف ابن الوقت باشد اي پسر
یک لحظه آرامش
قالب وبلاگ

 

سیاه مشقهای خودم
بسیج هنرمندان

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme