تبليغاتX
--> گزک نامه
گزک نامه

هنر نزد ایرانیان است و بس


معضل بی حجابی و سوتیهای دخالت فلسفه در فقه

معضل بی حجابی و سوتیهای دخالت فلسفه در فقه

 

مثل میشه ماجرا از آنجا آغاز میشود که بعد از انقلاب یک عده از دوستان که می خواستند خوب باشند ولی بلد نبودند از سر احساس مسئولیت بیجا شروع کردند توی همه مسائل فرهنگی دخالت کردن و با عرض معذرت؛ گند زدن.

ما اگر نخواهیم  دوستانی که درس مهندسی و روانشناسی و... خوانده اند و صد البته اهل نماز و روزه  و نماز شب و ... هستند توی دین و تبلیغ دینی دخالت کنند کی را باید ببینیم؟ بخدا به پیر به پیغمبر مسلمان خوبی بودن با اسلام شناس خوبی بودن یک عقبی توفیر دارد.به همان ریاض و حجازی که همه شما رفته اید با مکتب اصالت سود نمی شود بچه مسلمان تربیت کرد.به  چه زبانی بگویم از بس در و دیوار را پر کردیم با شعارهای ((حجاب مصونیت است ))و گوهر در صدف و شیشه در کارتن و ... وقتی دختربنده و شما میرود دانشگاه و برعکس آن را تجربه می کند همه تبلیغاتی که شما با صرف هزینه بیت المال (مال البیت) انجام داده اید در مقابل دیده گانش رنگ می بازد.چرا که خیلی  وقتها دختران ما بخاطر همین مصونیت که شما میفرمایید توهین می شنوند وتحقیر می شوند و پس فردا که فلان حاج آقا میبیند دختر به دعا و مناجات پرورده اش با       مینی ژوپ دانشگاه می رود شروع می کند به شکوایه از خدا که  بنده با این همه ریش و نماز و صدقه کجای کار اشتباه کرده ام  بابا قربان آن دلهای ساده تان بروم چرا با احادیث و آیات قرآن احکام دین را تبلیغ نمی کنید بابا جان آمدیم و کسی خوشگل نبود و شبیه گوهر نبود که خودش را

توی صدف بگذارد ، آن وقت لازم نیست خودش را بپوشاند ؟ آخر برادران دینی من که  الهی درد و بلایتان، یبوست و بواسیرتان بخورد بر سر مردم بالادست! چرا بجای استدلال و فلسفه محصول بشر با کلام خدا با فرزندانتان احتجاح نمی کنید بولای علی نسل جوان ما ضد دین نشده اند بخدا همان دختر بد حجابها هم نماز می خوانند و روزه می گیرند اما نه بخاطر اینکه به نفع شان باشد یا از چیزی مصون باشند چون فکر می کنند فقط و فقط  حکم خداست .

نسل جوان فقط می خواهند خودشان فکر کنند  چون فرزندان عصر اطلاعات سواد  بیشتری دارند اطلاعاتشان بیشتر است  و نمی شود آنها را با استدلالهای دهه شصتی خر کرد اصلا اگر کسی بخاطر مصون بودن حجاب داشته باشد یبن حجاب او بی حجابی دیگران هیچ فرقی نیست و فقط کلام و احتجاج خداست که در مقابل علم و تمدن و انفجار اطلاعات رنگ نمی بازد . حالا که فکر می کنم می بینم افرادی که به کمک عقل ناقص خود می خواهند دیگران را دیندار بار بیاورند در حقیقت به حقانیت و عقلانیت دین خود شک دارند و گرنه دنبال اضافه کردن چیزی خارج از دین به دین نمی رفتند ولی آقایان اضافه کردن عقل یونانی(یونانی میگویم چون فلسفه های جدید هم فرزندان نامشروع فکر یونانی است) به دین آسمانی ساحت دین را از اصالت تهی می کند و آن را در مقابل اندیشه پیش رونده انسان آسیب پذیر میکند .

پس قسمتان می دهم بجان هرکه دوستش داریدفکرتان را نو کنید ودوباره منابع اصیل دینی را بخوانید و مطمئن باشید اسلام بتنهایی برای شما کافیست.

                                                                 

جمعه سی ام فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

                     برای آخرین امپراتور

 

جاده برخیز جاده می آید 

 مهره راست اوفتاده می آید

قلعه ها برجهای بی صاحب !

آخرین شاهزاده می آید

 

پیل پیکر پلنگ پنجه ستبر

چشمش طاغوت و نگاهش جبر

ماه با مشتری قران افتاد

خور آید برون زپشت ابر

 

افسرش می برد دل و دینم

امپراتور چین و ماچینم

چشمهای تنیده بر جاده !

من سوادی زدور می بینم

 

شیعیانی که زار دلدارید

زخم موعود روی دل دارید

خون افسانه هاست می جوشد

جوشن انتظار بردارید

 

 

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

هو الاول والآخر والظاهر والباطن

 

((جماعت! تمام فرصتهایی که دست برقضا و برسبیل اتفاق پیش آمد به زد و خورد با مشتی بل هم اذل گذشت و حالا که سرم بی کلاه مانده خودم را سرزنش می کنم که؛باید به سراغ ریشه ها  می رفتی ،نشد؛ دوباره آن رفیق شفیق همیشگی از اعماق نهیب می زند که:جمع کن بساطت را ! کسی که در غفلت اختیار دست و پا می زند باید و اگر و شاید و ایکاش می بافد و فعل و قول را به خود نسبت می دهد تو که اهل اختیار نیستی ،فرصتهای رفته و نیامده در قبضه قدرت حق است ،تو و همه اهل عالم در دایره امر و اراده او هستید و او " لا تاخذه سنه و لا نوم "... نترس))

 

سریال شهریار +سیگار و  xxx

 ماجرا همیشه از آنجا شروع می شود که این جماعت  هنرمند   (که البته درستش تخته مند می شود)وقتی فنون و ریزه کاریهای رشته خود را به طور کامل یاد گرفته میگیرند – وتا اینجا از دید یونانیها تخته و بگفته قدمای خودمان فقط فنی را صاحب شده اند- شسطشان خبردار می شود که برای آفرینش هنری و خلق آثار ماندگار  باید چیزی فراتر از عالم ماده داشته باشند جیزی به نام معنویت ، اما مشکل اینجاست که اولا این طایفه تحصیل کرده به قوت اندک آگاهی و مطالعه ای که دارند میدانند که این یوگا و مدیتیشن و... که در مملکت ما باب شده با آنچه در ینگه دنیا و تبت و چین هست تومنی صد یورو  توفیر دارد ثانیا خودشان می دانند که معنویت اصیل دینی چیزی نیست که بشود با لاس زدن در کافی شاپ خانه هنرمندان و راهرو های دانشکده هنر بدان نایل شد پس یک راه بیشتر برایشان نمی ماند و آن هم عالم هپروت است .

برای همین است که تازگی ها هر جا هنرمندان عزیز باشند بوی سیگارهم بلا شک آنجاست.اما خوشبختانه این دوستان خود به مزخرف بودن سیگار واقفند و اوایل کمتر در آثارشان به تبلیغ و تظاهر سیگار می پردازند لکن همانطور که اصحاب علم میدانند و تازگیها محققین بطور رسمی آن را اعلام کرده اند وقتی اعتیاد به هر چیزی اعم از مواد مخدرو... به مراحل پیشرفته میرسد "مسیر لذت فرد معتاد "عوض می شود یعنی فرد از این پس با دیدن مورد اعتیادش بیقرار میشود و حتی اسم آن نیز برایش خوشایند میشود هنرمندان عزیز ما هم (البته دوستان ببخشند که بنا به عرف مجبورم از واژه مقدس هنرمند استفاده کنم) بعد از مدتی که از دود و دم کسب معنویت کردند مسیر لذتشان عوض میشود در این مرحله است که بطور ناخودآگاه در اثر هنریشان دست به دودزایی میزنند.

من آقای کمال تبریزی را از نزدیک نمی شناسم و نمی دانم که ایشان از گروه هنرمندان دودزا هستند یا نه اما از شاهکار جدیدشان سریال شهریار دل پر خونی دارم.

همه کسانی که استاد بزرگ شعر معاصر را می شناسند می دانند که ایشان سیگار میکشیدند و این را نمی شود نفی کرد اما گذشته از اینکه شرایط هشتاد سال گذشته و معنی و مفهوم سیگار در آنرمان بواسطه جدید و ناشناخته بودن سیگار با العان خیلی متفاوت است و ما نمی دانیم چه عواملی باعث سیگاری شدن شهریار شده جناب تبریزی که همه شخصیتهای همدوره شهریار را خراب کردند تا از او اسطوره ای مقدس بسازند چه لزومی داشت که با نشان دادن سیگار کشیدن او آن هم در آن صحنه های شاعرانه و تاثیر گذار برای مخاطب خود الگو سازی کند.

 آقا کمال عزیز! ما به اندازه کافی در فرهنگ سازی مشکل داریم  شما که برای پردازش شخصیت شهریار بهار را که تا اواخر عمر لباس سنتی می پوشید و فقیرانه زندگی میکرد فرنگی پوش و اتول سوار کردید شما که عارف قزوینی را ظالم و دیکتاتور دوست و احمق نشان دادید شما که پدر صاحب فضل شهریار را عامی نشان دادید چه می شد به این همه گند زدن قناعت می کردید و با پول صدا و سیما که ظاهرا ارث و میراث پدری برخی مسئولین است تبلیغ سیگار نمی کردید نکند شما هم بله؟!!     

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

هوالاول والآخر

 

پیتزا با دوغ یا سمفونی رسول عشق و امید

مدتی است که مسئولین  فرهنگی کشور بد جوری گیر داده اند به ارکستر سمفونیک و هر جا بخواهند دم از موسیقی دینی و اسلامی بزنند پای ارکستر سمفونیک را وسط می کشند . بنده با موسیقی کلاسیک مخالف نیستم لیکن موسیقی کلاسیک اسلامی را چیزی شبیه (پیتزا با دوغ می دانم ( نه ارکستر سمفونی چیز بدی است و نه اسلام دینی است که نتوان آن را در قالب هنر  ریخت اما این وسط چند نکته باریکتر از تنه درخت هست که اگر ننویسم احتمال دارد کیسه شعارم  نفخ کند و مجبور باشم از این پس با نی فکر کنم و....

واقعیت این که قاطبه مردمان تحصیل کرده و آقایان دکاتر و مهندسین ما از مومن و کافرچه بخواهند و چه نخواهند غربزده اند و قبله آمالشان غرب است و در مورد موسیقی هم هر آنچه را غرب موسیقی مذهبی می داند این دوستان مسئول ما هم موسیقی مذهبی  می دانند.در حقیقت چون مسئولین فرهنگی این مملکت گل و بلبل

همگی تحصیل کرده رشته های مهندسی هستند در عرصه فرهنگ هم یا دنبال واردات هستند یا مثل پیکان محصول وطنی مونتاژی البته از نوع خارج از رده اش، عرض می کنم خارج از رده و تاکید هم دارم که موسیقی کلاسیک در خود غرب و کشورهای صاحب این موسیقی هم از رده خارج شده البته اگر از آن مثل ایران جذب نسل جوان را اراده کنیم زیرا اگر این چنین نبود این همه انواع موسیقی رنگارنگ درغرب بوجود نمی آمد و راستی که چقدر مضحک است اگر بخواهیم با این موسیقی نسل جوان ایرانی را که روی موسیقی بومی خود با بیش از هشت هزار سال تاریخ این همه ایراد می گذارند تاثیرات دینی بگذارد

واما بعد کدام الاغی گفته که می شود با موسیقی تثلیث محور کلیسا دین کامل و پیشرفته اسلام را تبلیغ کرد. به زعم من ارکستر سمفونیک اسلامی مثل خرمای اردبیل یا خربزه مشهدی تبریز می ماند.

ارکستر سمفونیک در این مملکت گل و بلبل مثل پیتزا پپرونی است هرچقدر هم که  پیتزا در ایران رواج پیدا کرده باشد هنوزهم  مردم آن را غذای کامل نمی دانند لااقل آن را با دوغ و ریحان نمی خورند همان طور هم موسیقی کلاسیک هر چقدر هم  که خوب چون ذاتش مادی است و حتی نوع کلیسایی اش هم بر اساس دین مادی و سه گانه پرستی استوار است نمی تواند حامل پیام رسول عشق و امید باشد.و بقول آن استاد عزیز(موسیقی چند صدایی به درد دین چند خدایی میخورد و ما مسلمانها    نمی توانیم بیشتر از یک صدا را باور کنیم)

                                                          یا علی مدد

                                                             پوریا  

 

 

جمعه بیست و سوم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

شعر

آنانکه دست اندر خم زلف نگاری دارند

گاه ستیز حق و باطل تیغ از کف نمی اندازند

و آنانکه لب دلبری نگزیده اند

ایمانشان آبستن قرآن به نیزه کردن است

پس خوشا بحال شیرمردی که

نمازش را پای چادر لیلایی با لبهای گاز گرفته    می خواند.

hldv hfvhidld 

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

 فیلمفارسی تاریخی

ابداع جدید محمد رضا ورزی

 

چندی پیش سریالی بنام "پدر خوانده" از شبکه اول سیما پخش شد که همچون  مصادیق فرموده "هردم ازین باغ بری میرسد...."صفرا میفزود چون سایر شاهکارهای جعبه جادوی آقای ضرغامی عقل از سر میربود.

 

جریان از این قرار است که برادر عزیزمان آقای محمد رضا ورزی به حکم اندک مایه ای  که از محاسن و احیانا از نعلین و .. دارد  دچار سندرم خود "علی حاتمی " پنداری تدریجی شده و بدجور رفته دنبال ژانر بیچاره تاریخی اما از آنجا که هر گردی گردونشود و بقول آن شاعر معلوم الحال- خواجه شیراز – :

نه هر که طرف کله کج نهاد تند نشست                            کلاه داری و آئین سروری داند

علایق و عقده های شخصی خود را  وارد ژانر تاریخی کرده و همانها را به دم وقایع تاریخی بسته که البته تحریف تاریخ توسط  نویسنده ها و کارگردانهای بی اطلاع که اخیرا باب شده خود حدیثی مفصل است که پرداختن به آن از تخصص نگارنده این سطور خارج است و به ذکر چند نمونه از این سریال  قناعت می کنیم:

در این سریال همه خیانتها و توطئه های دوره پهلوی نه از سوی امریکا بلکه زیر سر بنیاد مخفی بی سیم و انگلستان است و نقش امریکا خیلی کم رنگ است

مصدق السلطنه فردی آرمانگرا و درستکار ولی احمق است(درست عکس واقعیت)

انقلاب هم مثل بقیه موضوعات فیلمفارسی نه در بین مردم مستضعف بلکه دربین قشر متوسط مرفه با همان خانه های شیک ویلائی اتفاق می افتد .

اما بعد ....قسمت آخر سریال شاهکار دیگری بود که شرح آن در دو صد دفتر هم نمی گنجند

چند نفرجوان که سمبل انقلابی ها ی جوان هستند در خانه ای جمع شده اند، گذشته از این که آقای ورزی به حکم تعلقات فیلمفارسی مدار خود به گریم مادر یکی از این جوانها که نقش آن را خانم مریم کاویانی بازی کرده دست نزده و سن مادر از پسرش کمتر به نظر می آید در گوشه اتاق چیزی به چشم می خورد که مرغ بریان هم از خنده روده بر می شود ؛ یک گیتار خوشکل که از رنگ و مدلش معلوم است که ساخت 2006 به بعد چین است و اول فکر می کنی اشتباهی رخ داده وگرنه کدام ببویی می تواند فکر کند که جوانهای انقلابی دهه 50 اهل گیتار زدن باشند و جالبتر اینکه سرود " خمینی ای امام " اصلا در ساز بندی اش گیتار ندارد   و در این سریال با همین گیتار چینی اجرا میشود جالب اینکه ضبط اولیه این سرود و اجرای زنده آن در فرودگاه مهرآباد بدون همراهی ساز و بصورت همخوانی بوده.

اما اینکه استاد ورزی به این کشفیات عالم آرا که روکم کنی کریستف کلفت  می باشد چگونه دست یافته ماجرا از این قرار است که امثال آقای ورزی در خانواده های مذهبی سنتی و احیانا جناح راستی  بدنیا آمده و به اعتبار همین سابقه خانوادگی هم در صدا و سیما اسم و رسمی به هم زده اند وتا چند سال پیش گوش دادن  به نینوای سراج را هم چون با تار اجراشده حرام می دانسته اند و برای امثال ایشان تازگی ها و بعد از دوم خرداد وبرای کم نیاوردن در مقابل با رقبای سیاسی شان

موسیقی حلال شده و شروع گوش دادن ایشان

 به موسیقی هم با آهای خوشگل عاشق و دلقک (آهنگ عرفانی با صدای دکتر اطفال)بوده و تعریف موسیقی از دید ایشان همین موسیقی صدا و سیمایی می باشد و شرط می بندم که ایشان فرق بین گیتار و طبل دمام را نمی داند.

از طرف دیگر اینگونه افراد یک چیزهای در مورد جذب جوانان و نسل جدید به انقلاب و دین شنیده اند  و فکر میکنند به هر قیمتی هست باید نسل جدید را جذب کرد و برای این کار از هر چیزی باید مایه گذاشت مثلا اگر عده ای از این جوانان عاشق گیتار برقی هستند باید توی هیئتهای  مذهبی گیتار بزنیم یا اگر داشتن دوست دختر و دوست پسر رواج پیدا کرده ما هم توی سریالها برای شهدا ،طلاب و افراد نماز شب خوان دوست دختر دست و پا کنیم. شاهد  این تفکر ورود کف زدن به مجالس مذهبی ورواج ملودیهای لوس آنجلسی در مداحی هاست .شاید از همین باب باشد که استاد ورزی هم گیتار را به ناف انقلاب بسته تا نسل جوان بگویند که : " این انقلاب عجب چیز خفنی بوده کاش ما هم بهمن 57 بودیم سرود انقلابی میترکوندیم" _ دوستان هنرمند مان  انشاء ا.. ما را به خا طر این شیوه حرف زدن که از رادیو جوان یاد گرفته ایم ببخشند._به هر حال این کارگردان عزیز هر نیتی که از این کار داشته  باز به قول دوستان رادیو جوان " سوتی داده در حد اسکار."

البته ایشان در تله فیلمهای اخیرشان : دهخدا و مظفرنامه هم از این گاف ها فرموده اند که در مجالی دیگر شاید به آن پرداختیم  شاید هم دل به بیخبری سپردم که:

 

چو هر خبر که شنیدم سری به حیرت داشت              از این سپس من و رندی و وصف بیخبری

                                                               

 

                                                                               وباقی بقا  ...

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه بیستم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

 فیلمفارسی تاریخی

ابداع جدید محمد رضا ورزی

 

چندی پیش سریالی بنام "پدر خوانده" از شبکه اول سیما پخش شد که همچون  مصادیق فرموده "هردم ازین باغ بری میرسد...."صفرا میفزود چون سایر شاهکارهای جعبه جادوی آقای ضرغامی عقل از سر میربود.

 

جریان از این قرار است که برادرم عزیزمان آقای محمد رضا ورزی به حکم اندک مایه ای  که از محاسن و احیانا از نعلین و .. دارد  دچار سندرم خود "علی حاتمی " پنداری تدریجی شده و بدجور رفته دنبال ژانر بیچاره تاریخی اما از آنجا که هر گردی گردونشود و بقول آن شاعر معلوم الحال- خواجه شیراز – :

نه هر که طرف کله کج نهاد تند نشست                            کلاه داری و آئین سروری داند

علایق و عقده های شخصی خود را  وارد ژانر تاریخی کرده و همانها را به دم وقایع تاریخی بسته که البته تحریف تاریخ توسط  نویسنده ها و کارگردانهای بی اطلاع که اخیرا باب شده خود حدیثی مفصل است که پرداختن به آن از تخصص نگارنده این سطور خارج است و به ذکر چند نمونه از این سریال  قناعت می کنیم:

در این سریال همه خیانتها و توطئه های دوره پهلوی نه از سوی امریکا بلکه زیر سر بنیاد مخفی بی سیم و انگلستان است و نقش امریکا خیلی کم رنگ است

مصدق السلطنه فردی آرمانگرا و درستکار ولی احمق است(درست عکس واقعیت)

انقلاب هم مثل بقیه موضوعات فیلمفارسی نه در بین مردم مستضعف بلکه دربین قشر متوسط مرفه با همان خانه های شیک ویلائی اتفاق می افتد .

اما بعد ....قسمت آخر سریال شاهکار دیگری بود که شرح آن در دو صد دفتر هم نمی گنجند

چند نفرجوان که سمبل انقلابی ها ی جوان هستند در خانه ای جمع شده اند، گذشته از این که آقای ورزی به حکم تعلقات فیلمفارسی مدار خود به گریم مادر یکی از این جوانها که نقش آن را خانم مریم کاویانی بازی کرده دست نزده و سن مادر از پسرش کمتر به نظر می آید در گوشه اتاق چیزی به چشم می خورد که مرغ بریان هم از خنده روده بر می شود ؛ یک گیتار خوشکل که از رنگ و مدلش معلوم است که ساخت 2006 به بعد چین است و اول فکر می کنی اشتباهی رخ داده وگرنه کدام ببویی می تواند فکر کند که جوانهای انقلابی دهه 50 اهل گیتار زدن باشند و جالبتر اینکه سرود " خمینی ای امام " اصلا در ساز بندی اش گیتار ندارد   و در این سریال با همین گیتار چینی اجرا میشود جالب اینکه ضبط اولیه این سرود و اجرای زنده آن در فرودگاه مهرآباد بدون همراهی ساز و بصورت همخوانی بوده.

اما اینکه استاد ورزی به این کشفیات عالم آرا که روکم کنی کریستف کلفت  می باشد چگونه دست یافته ماجرا از این قرار است که امثال آقای ورزی در خانواده های مذهبی سنتی و احیانا جناح راستی  بدنیا آمده و به اعتبار همین سابقه خانوادگی هم در صدا و سیما اسم و رسمی به هم زده اند وتا چند سال پیش گوش دادن  به نینوای سراج را هم چون با تار اجراشده حرام می دانسته اند و برای امثال ایشان تازگی ها و بعد از دوم خرداد وبرای کم نیاوردن در مقابل با رقبای سیاسی شان

موسیقی حلال شده و شروع گوش دادن به موسیقی هم با آهای خوشگل عاشق و دلقک (آهنگ عرفانی با صدای دکتر اطفال)بوده و تعریف موسیقی از دید ایشان همین موسیقی صدا و سیمایی می باشد و شرط می بندم که ایشان فرق بین گیتار و طبل دمام را نمی داند.

 

سه شنبه بیستم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

پیش درآمد

هو الاول والآخر والظاهر والباطن

سلام

پیوند مهر یک فرصت جدید است برای درد دل با دوستداران هنر ایران

نه سر جلوه گری دارد ، نه دنبال قالبُ لباس و سرو  شکل جالب رفته

فقط :

اعتقاد داریم تازگی ها بیماری مهلکی به نام تب مشنگی شایع شده که دامن آدم خوبها را بیشتر گرفته و بویژه اهالی هنر ازپیرو جوان تا ...دارند دچار آن می شوند

 پس ازاین به بعد قصد داریم در مورد این تب (تب مشنگی)و خبرهایش باهم صحبت کنیم هم بخندیم و هم گریه کنیم

بنا داریم گاه گاهی شعر نابی اگر پیدا کردیم تقدیم کنیم  

فعلا اینو داشته باشید:

ای دریغا که همه مزرعه دلها را

علف هرزه کین پوشانده است

و همه مردم شهر بانگ برداشته اند   

                        که چرا سیمان نیست

و کسی فکر نکرد

                        که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است

که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست

                           سید مهدی شجاعی

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  توسط امیر حسین امیری  |

 

 



جماعت ! تمام فرصتهایی که دست بر قضا و بر سبیل اتفاق پیش آمد , به زد و خورد با مشتی بل هم اذل گذشت و حالا که سرم بی کلاه مانده خودم را سرزنش می کنم که :( باید به سراغ ریشه ها می رفتی ) نشد دوباره آن رفیق شفیق همیشگی از اعماق نهیب می زند که : جمع کن بساطت را کسی که در غفلت اختیار دست و پا می زند باید و اگر و شاید و ایکاش می بافد و فعل و قول را به خود نسبت می دهد تو که اهل اختیار نیستی فرصتهای رفته و نیامده در قبضه قدرت حق است تو و همه اهل عالم در دایره امر و اراده او هستید و او ( لا تاخذه سنه و لا نوم )نترس!
amirhhh13@gmail.com

 

 

اللهم انا نشکو علیک غیبه امامنا و کثره عدونا و تشتت اهوائنا
روز خبرنگار بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد
اخراجی ها و بازهم فغان از دست دوست و دشمن
درباره سنت های پخش و پلا کردن جشنواره فیلم فجر
آقا مجید دست مریزاد
نقد گونه ای برای فیلم دلشکسته ساخته علی روئین تن
رودکی شاعر جوانی و شادکامی
سینما با طعم حاتمی کیا
بوی باده , صدای بهار
زخم بی بهبود- داغ عشق مولا علی

 

آبان 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

 

از عقده هاي من
رضا غلامحسین نژاد
عارف ابن الوقت باشد اي پسر
یک لحظه آرامش
قالب وبلاگ

 

سیاه مشقهای خودم
بسیج هنرمندان

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme