|
فیلمفارسی تاریخی
ابداع جدید محمد رضا ورزی
چندی پیش سریالی بنام "پدر خوانده" از شبکه اول سیما پخش شد که همچون مصادیق فرموده "هردم ازین باغ بری میرسد...."صفرا میفزود چون سایر شاهکارهای جعبه جادوی آقای ضرغامی عقل از سر میربود.
جریان از این قرار است که برادر عزیزمان آقای محمد رضا ورزی به حکم اندک مایه ای که از محاسن و احیانا از نعلین و .. دارد دچار سندرم خود "علی حاتمی " پنداری تدریجی شده و بدجور رفته دنبال ژانر بیچاره تاریخی اما از آنجا که هر گردی گردونشود و بقول آن شاعر معلوم الحال- خواجه شیراز – :
نه هر که طرف کله کج نهاد تند نشست کلاه داری و آئین سروری داند
علایق و عقده های شخصی خود را وارد ژانر تاریخی کرده و همانها را به دم وقایع تاریخی بسته که البته تحریف تاریخ توسط نویسنده ها و کارگردانهای بی اطلاع که اخیرا باب شده خود حدیثی مفصل است که پرداختن به آن از تخصص نگارنده این سطور خارج است و به ذکر چند نمونه از این سریال قناعت می کنیم:
در این سریال همه خیانتها و توطئه های دوره پهلوی نه از سوی امریکا بلکه زیر سر بنیاد مخفی بی سیم و انگلستان است و نقش امریکا خیلی کم رنگ است
مصدق السلطنه فردی آرمانگرا و درستکار ولی احمق است(درست عکس واقعیت)
انقلاب هم مثل بقیه موضوعات فیلمفارسی نه در بین مردم مستضعف بلکه دربین قشر متوسط مرفه با همان خانه های شیک ویلائی اتفاق می افتد .
اما بعد ....قسمت آخر سریال شاهکار دیگری بود که شرح آن در دو صد دفتر هم نمی گنجند
چند نفرجوان که سمبل انقلابی ها ی جوان هستند در خانه ای جمع شده اند، گذشته از این که آقای ورزی به حکم تعلقات فیلمفارسی مدار خود به گریم مادر یکی از این جوانها که نقش آن را خانم مریم کاویانی بازی کرده دست نزده و سن مادر از پسرش کمتر به نظر می آید در گوشه اتاق چیزی به چشم می خورد که مرغ بریان هم از خنده روده بر می شود ؛ یک گیتار خوشکل که از رنگ و مدلش معلوم است که ساخت 2006 به بعد چین است و اول فکر می کنی اشتباهی رخ داده وگرنه کدام ببویی می تواند فکر کند که جوانهای انقلابی دهه 50 اهل گیتار زدن باشند و جالبتر اینکه سرود " خمینی ای امام " اصلا در ساز بندی اش گیتار ندارد و در این سریال با همین گیتار چینی اجرا میشود جالب اینکه ضبط اولیه این سرود و اجرای زنده آن در فرودگاه مهرآباد بدون همراهی ساز و بصورت همخوانی بوده.
اما اینکه استاد ورزی به این کشفیات عالم آرا که روکم کنی کریستف کلفت می باشد چگونه دست یافته ماجرا از این قرار است که امثال آقای ورزی در خانواده های مذهبی سنتی و احیانا جناح راستی بدنیا آمده و به اعتبار همین سابقه خانوادگی هم در صدا و سیما اسم و رسمی به هم زده اند وتا چند سال پیش گوش دادن به نینوای سراج را هم چون با تار اجراشده حرام می دانسته اند و برای امثال ایشان تازگی ها و بعد از دوم خرداد وبرای کم نیاوردن در مقابل با رقبای سیاسی شان
موسیقی حلال شده و شروع گوش دادن ایشان
به موسیقی هم با آهای خوشگل عاشق و دلقک (آهنگ عرفانی با صدای دکتر اطفال)بوده و تعریف موسیقی از دید ایشان همین موسیقی صدا و سیمایی می باشد و شرط می بندم که ایشان فرق بین گیتار و طبل دمام را نمی داند.
از طرف دیگر اینگونه افراد یک چیزهای در مورد جذب جوانان و نسل جدید به انقلاب و دین شنیده اند و فکر میکنند به هر قیمتی هست باید نسل جدید را جذب کرد و برای این کار از هر چیزی باید مایه گذاشت مثلا اگر عده ای از این جوانان عاشق گیتار برقی هستند باید توی هیئتهای مذهبی گیتار بزنیم یا اگر داشتن دوست دختر و دوست پسر رواج پیدا کرده ما هم توی سریالها برای شهدا ،طلاب و افراد نماز شب خوان دوست دختر دست و پا کنیم. شاهد این تفکر ورود کف زدن به مجالس مذهبی ورواج ملودیهای لوس آنجلسی در مداحی هاست .شاید از همین باب باشد که استاد ورزی هم گیتار را به ناف انقلاب بسته تا نسل جوان بگویند که : " این انقلاب عجب چیز خفنی بوده کاش ما هم بهمن 57 بودیم سرود انقلابی میترکوندیم" _ دوستان هنرمند مان انشاء ا.. ما را به خا طر این شیوه حرف زدن که از رادیو جوان یاد گرفته ایم ببخشند._به هر حال این کارگردان عزیز هر نیتی که از این کار داشته باز به قول دوستان رادیو جوان " سوتی داده در حد اسکار."
البته ایشان در تله فیلمهای اخیرشان : دهخدا و مظفرنامه هم از این گاف ها فرموده اند که در مجالی دیگر شاید به آن پرداختیم شاید هم دل به بیخبری سپردم که:
چو هر خبر که شنیدم سری به حیرت داشت از این سپس من و رندی و وصف بیخبری
وباقی بقا ...

|